اما ظاهرا در بندرعباس، این زیستگاههای اجتماعی تحت تأثیر یک پدیده نگرانکننده، از ماهیت اصلی خود تهی شده و به جولانگاه موتورسوارانی که با سرعت سرسامآور و بیملاحظگی، میان پیادهروها و چمنزارها نفوذ میکنند، حریم خصوصی و آسایش خانوادهها را به بازی گرفته و لذتِ حضور در فضای سبز را به تجربهای پرتنش و اضطراب مبدل شده است.
تصور کنید خانوادهای که با امید به گذران ساعاتی بیدغدغه در کنار فرزندانشان به پارک میآیند، ناگهان با کابوسِ برخورد موتورسیکلتهایی مواجه میشوند که نه تنها قوانین راهنمایی و رانندگی، بلکه حقوق اولیه و سلامت کودکان را نیز زیر پا می گذارند. در چنین فضایی، والدین دیگر به جای تماشای خندههای فرزندانشان، در وضعیتی «آمادهباش دائمی» قرار دارند؛ چشمانشان به دنبال خطر میگردد و قلبشان از ترسِ یک حادثه ناگهانی به لرزه میافتد.
در این شرایط، پارک دیگر محل تفریح نیست، بلکه میدانِ تقابل میان حقِ آرامش و بیاحتیاطیِ فردی است. این وضعیت، فراتر از یک تخلف رانندگی ساده، زنگ خطری برای مدیریت شهری است.
تردد غیرقانونی در فضاهای سبز، نقض آشکار حقوق شهروندی و تهدیدی مستقیم برای سلامت جسمی و روانی شهروندان، بهویژه کودکان و سالمندان است.
این خلاء نظارتی و نبودِ تدابیر بازدارنده، گویی چراغ سبزی برای متخلفان است تا به این «مکانهای تفریحی» نفوذ کنند. اگر راهکارهای ساختاری نظیر حصارکشی هوشمند و گشتهای مداوم نظارتی اتخاذ نشود، بوستانهای شهر از جایگاه اصلی خود به عنوان مأمن شهروندان سقوط خواهند کرد.
آیا زمان آن فرا نرسیده که صیانت از حق عمومی، بر بیملاحظگیِ فردی ارجحیت یابد؟!.
نویسنده:فرزان قاراگزلیان
عکس تزیینی..










