به گزارش پایگاه خبری چلچله بندر، اگر بدون آگاهی قبلی از متن و ماجرای این تئاتر به تماشای آن بروید، شاید در صحنههای ابتدایی و با شنیدن دیالوگهای نخست گمان کنید که قرار است با نمایشی روبهرو شوید که به دغدغه روزمره جوانان (یا حتی نوجوانان) در بستر اتفاقات روز و زمان معاصر میپردازد اما پس از گذشت زمان و حضور یک به یک بازیگرها، احتمالا پی خواهید برد که این نمایش قصد ندارد با مطرح کردن موضوعات ساده، در سطح بماند و بیشتر به مثابه کتابی رمزآلود است که مخاطب ضمن ورق زدن آن، در کنار آشنایی با وجوه دیگر مفاهیم ظاهری، لازم است خود را با لایههای جدید و گاه پنهان در میان سطور نمایشنامه و پردههای اجرایی مواجه سازد و برای پی بردن به گنج نهفته در هر بخش از روایت، با دقت بیشتری به عناصر نمایش نگاه بیاندازد تا به نوع وامگیری هر کدام از کاراکترهای نمایش از شخصیتهای اسطورهای و افسانهای دست یابد و حتی به معنای استعاری و مفاهیم بنیادین آفرینش برسد. با توجه به اینکه اجرای این نمایش همچنان جاری است و قطعا یکی از لذتهای تماشای آن میتواند همراهی با مسیر داستان و کشف لحظهای اتفاقات باشد، کوتاه و فهرستوار، تنها به برخی از ویژگیهای نمایش رویای آوا اشاره میگردد.
الف. متن
پیداست که نویسنده برای نوشتن نمایشنامه به مطالعه وسیعی در زمینه اسطوره و افسانه پرداخته و تلاش کرده است از نمادگرایی برای عمق بخشیدن بیشتر به روایتها و افزودن به ظرفیت هر نقش کمک بگیرد. اساس متن نیز اگرچه از زمان حال آغاز میشود اما رویه واقعگرایانه کم کم رنگ میبازد و همه چیز در بستری از افسانه و استعاره پیش میرود.
تماشاچی این تئاتر در بخشهای مختلف نمایش با ارجاعات فرامتنی روبهروست که اگر مخاطب همزمان با مشاهده پیشبرد روایت در اجرای صحنهای بخواهد و بتواند با شخصیتها و دیالوگهای رد و بدل شده نیز ارتباط برقرار کند، لازم دارد آشنایی مختصری نیز با داستانهای آفرینش و حکایتهای کهن به ویژه باورهای ایرانی و آیینی داشته باشد.
ب. بازی
بازیها عموما یکدست و قابل قبول هستند و همگی از قوت نزدیک به هم برخوردارند. میتوان برداشت کرد که این یکدستی اجرا ناشی از تمرین بسیار، کارگردانی دقیق و مستعد بودن بازیگران، حتی بازیگران نوجوان و جوانی است که این اجرا، نخستین تجربه اجرای آنان به شمار میرود. به نظر میرسد تیم کارگردانی، آگاهانه، به هر بازیگر، دستکم، ایفای دو نقش را سپرده است تا در طول یک نمایش، بیشتر بتواند خودش را به چالش بکشاند. جدا از دو عنصر آوا و مِدا، که شخصیتهای اصلی نمایش به حساب میآیند، بازی نقشهای مکمل نیز قابل قبول است و دیگر شخصیتها نیز در روایتهای خود حضور پررنگی دارند. اما برخی از شخصیتهای نمایش با اینکه الزاما در روند اصلی داستان نیستند و میتوان آنها را نقش تکمیل کننده برای تهیه تصویری دقیقتر و جامع تر از ماجرا خواند، اما هر کدام با توجه به نقش محوله از سوی کارگردان و اجرای محکم و قابل اعتنای خود توانستهاند توجه مخاطب را به خود جلب نمایند که از جمله میتوان به شخصیت شاخدار و آرتمیس اشاره کرد.
ج. صحنه پردازی، گریم و موسیقی
اجرای مناسب از تاریکی و نور متمرکز برای هر بخش از اجرا، استفاده از نمادگرایی در قرارگیری نورهای رنگی برای بیان مفاهیم استعاری، بهرهگیری از عمق صحنه برای تغییر مکان از نقاط قوت صحنه پردازی محسوب میشود. تغییر لباس برای قرار دادن بازیگر واحد در دو نقش، استفاده از گریم قابل قبول برخی از بازیگران از دیگر نقاط قوت این نمایش به حساب میآید. جدا از اجرای موسیقی زنده، ساخت موسیقی منحصر به فرد برای این اثر یکی از ویژگیهای مثبت نمایش رویای آوا است.
شاید بتوان باشکوهترین و عمیقترین بخش نمایش رویای آوا را کنار رفتن پرده برای نخستین بار در لحظه ورود به فضای کاخ کاووس دانست. در این دگرگونی فضا، تماشاچی از فضای کم عمق و تاریک جلویی عبور میکند و به عمق صحنه با دکوری روشنتر و رنگین وارد میشود اما این تغییر فضا که خودش میتواند یکی از نقاط قوت نمایش باشد در پس اجرای دیالوگی وام گرفته از نمایش مرگ یزگرد، نوشته استاد بهرام بیضایی، به پس زمینه نمایش پرتاب میشود تا مخاطب در آن واحد هم از لحاظ بصری و هم از لحاظ شنیداری با صحنهای تاثیرگذار و ماندگار روبهرو شود و تنها یک تغییر پرده تبدیل به صحنهای دلانگیز گردد.
فهرست بازیگران به ترتیب ورود به صحنه: تارا کاظمیان، عارف کیانی، پانیذ شیخ، محسن امیری توسلی، زهرا سالاری، کیانا کریمی، حنانه شریفی، الیانا دبیر، امیرمحمد رستمی، سوگند حاتمی، سیاوش حُسنی.



یادداشت: امیرحسین والا










